اصالت وجود و نامگرایی در نظام فلسفی صدرایی | ||
| پژوهشهای فلسفی -کلامی | ||
| مقاله 1، دوره 14، شماره 1 - شماره پیاپی 53، آذر 1391، صفحه 5-24 اصل مقاله (366.88 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22091/pfk.2012.80 | ||
| نویسندگان | ||
| احمد احمدی* 1؛ محمد رصافی2 | ||
| 1استاد دانشگاه تهران | ||
| 2دانشجوی دکتری تربیت مدرس دانشگاه قم و پژوهشگر مؤسسه بینالمللی مطالعات اسلامی | ||
| چکیده | ||
| ادعا شده است که اصالت وجود و نظام تشکیکی وجود در اندیشه فلسفی ملاصدرا به نظریه نامگرایی میانجامد. این ادعا به بیانهای مختلف مطرح شده است. یکی از نتایج اصلی نامگرایی، نفی کلی طبیعی و نیز هر گونه امور مجرد، مانند مثل افلاطونی، است. اعتباریت ماهیت مهمترین دلیل کسانی است که معتقدند نظام صداریی فاصله چندانی تا نامگرایی ندارد و به کمک تشکیک خاصی و حرکت جوهری، این ادعا را تقویت میکنند. برخی از شارحان ملاصدرا نیز – بدون آنکه به ارتباط اصالت وجود و نامگرایی اشاره کنند– به گونهای سخن گفتهاند که گویا در نظام فلسفی ملاصدرا، کلی طبیعی هیچ جایگاهی ندارد و استفاده او از این اصطلاح در اثر رسوبات اندیشه اصالت ماهیت بوده که تا پیش از او رواج داشته و حتی خود او در ابتدا چنین میاندیشیده است. این مقاله، در مقابل، در پی رد این مدعاست. با بررسی دقیق نظام ملاصدرا، این نتیجه به دست میآید که استفاده ملاصدرا از اصطلاحاتی مانند کلی طبیعی، صورت نوعیه، ذات و ماهیت از رسوبات اندیشه اصالت ماهیت نیست، بلکه او با نگرشی متفاوت این اصطلاحات را به کار میبرد. علاوه بر آن، به مثل افلاطونی نیز معتقد است و آن را با قدری اصلاح و تعدیل در نظام فلسفی خود جای میدهد. بنابراین، ملاصدرا نه تنها نامگرا نیست، بلکه واقعگرایی است که بین نظریه افلاطون و ارسطو جمع کرده و در حقیقت علاوه بر مثل، صورت نوعیه، کلی طبیعی و ماهیت را نیز موجود میداند؛ هرچند نحوه وجود کلی طبیعی، ذات و ماهیت بالعرض یا بالتبع است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| اصالت وجود؛ نامگرایی؛ کلی طبیعی؛ مثل افلاطونی؛ ماهیت؛ تشکیک وجود | ||
| عنوان مقاله [English] | ||
| Principality of Being and Nominalism in Sadra Philosophical System | ||
| نویسندگان [English] | ||
| Ahmad Ahmadi1؛ Mohammad Rassafi2 | ||
| چکیده [English] | ||
| It is claimed that the principality and gradation of being, as elaborated in the philosophical thought of Mulla Sadra, lead to nominalism. This claim is raised in different ways. The rejection of natural universals and any kind of immaterial being such as Platonic ideas is one of the results of nominalism. Mentally-posited status of quiddities is the most important reason for those who believe that there is no distance between the philosophical system of Mulla Sadra and nominalism supporting their claim by two other ideas of Mulla Sadra: particular gradation of being and substantial motion. Also some of the commentators of Sadra philosophy, without alluding to the relation between the principality of being and nominalism, asserted that there is no place for natural universals in the philosophical system of Mulla Sadra and his occasional usage of this word stems from the sediment of the idea of principality of quiddity, which was current before Mulla Sadra. This article intends to reject this claim. A precise examination of Mulla Sadra’s philosophy will show that he uses the words such as natural universal, specific form, essence, and quiddity in a new way with a different meaning. Furthermore, he believes in Platonic ideas in a modified way. So, Mulla Sadra is not a nominalist; he is a realist that integrated the theory of Plato and Aristotle. In addition to Platonic ideas, he believes in specific form, natural universal, and quiddity; although they are subordinative beings. | ||
| کلیدواژهها [English] | ||
| principality of being, nominalism, natural universal, Platonic ideas, quiddity, gradation of being | ||
| مراجع | ||
Woozley, A. D., 1967, “Universals”, in: The Encyclopedia of Philosophy, ed. by Paul Edwards, New York: Mac Millan Publishing, Co. , Inc. and the Free Press. | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 2,114 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,414 |
||
