هدف و منبع رویکرد تفسیری فقه اسلامی در قیاس با تفسیر کارگردگرا | ||
| پژوهش تطبیقی حقوق اسلام و غرب | ||
| مقاله 3، دوره 3، شماره 2 - شماره پیاپی 8، شهریور 1395، صفحه 45-70 اصل مقاله (530.89 K) | ||
| نوع مقاله: علمی و پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22091/csiw.2017.2176.1220 | ||
| نویسندگان | ||
| حسین سیمایی صراف* 1؛ ابراهیم عبدی پور2؛ جواد معتمدی3 | ||
| 1دانشیار گروه حقوق خصوصی دانشگاه شهید بهشتی | ||
| 2دانشیار گروه حقوق خصوصی دانشگاه قم | ||
| 3دانشجوی دوره دکتری حقوق خصوصی دانشگاه قم | ||
| چکیده | ||
| دیدگاههای کلانی که چارچوب اندیشه تفسیری را شکل میدهد با عنوان رویکرد میشناسیم. به طور کلی، رویکردهای تفسیری را میتوان به دو دسته «ارادهگرا» و «کارکردگرا» تقسیم نمود. رویکرد تفسیری در فقه اسلامی دو هدف اصلی دارد: انسجام نظام تفسیری، و کشف اراده شارع. انسجام تفسیری و منطقی که کمتر مورد توجه قرار گرفته است مبتنی بر نظریه صدق انسجام و با هدف جزمیّت استدلال قضایی است. ابزارهای تفسیری این رویکرد نیز عبارت است از یکپارچگی تفسیر قوانین، ماهیتشناسی، حاکمیت اصول حقوقی و قیاس حقوقی. در برابر، تفسیر کارکردگرا مبتنی بر پراگماتیسم بوده و اساساً تکثرگرا است؛ لذا بهای کمتری به جزمیت و یکپارچگی تفسیر میدهد. همچنین قیاسگریز و ماهیتگریز است. از سویی، منبع تفسیر در فقه اسلامی اساساً متن و گاهی زمینه متن میباشد. در برابر، پراگماتیسم تفسیری اصولاً زمینهگرا است. تحقیق حاضر تلاش دارد جنبههای کمتردیدهشده و پر اهمیتِ تفسیر فقهی را از منظر روششناختی بررسی نماید. در نتیجه، تحقیق مشخص میشود که وجه تمایز اصلی تفسیر فقهی و تفاسیر کارکردگرا، ناظر بر انسجام روش تفسیر اول است. | ||
تازه های تحقیق | ||
مقاله حاضر پس از تبیین مفهومی رویکرد تفسیری، رویکردهای تفسیری را در دو دسته کلان ارادهگرا و کارکردگرا تقسیم نمود. فقه اسلامی رویکردی ارادهگرا دارد. با این حال، علاوه بر آن که هدف فقه، دریافت اراده شارع است، انسجام نظام تفسیری را نیز به عنوان هدف اصلی خود در نظر دارد. انسجام تفسیر به معنای شیوهای است که تا حد امکان منجر به نتیجه واحد در یک مسأله شود و این نتیجه با منطق حقوقی یک نظام فکری منطبق باشد. ابزارهای منطقی و تفسیری قدرتمندی برای نیل به این هدف شکل گرفته و توسعه یافته است. مهمترین ابزارهای تفسیری با این هدف عبارت است از یکپارچگی تفسیر، ماهیتشناسی، اِعمال اصول حقوقی و قیاس حقوقی است. از سویی، تفسیر فقهی برای دریافت اراده شارع ظهور متن را به عنوان منبع اصلی تفسیر در نظر دارد. البته در مواردی که زمینه متن نیز موجب دریافت اراده شارع شود، اعتبار دارد اما اساساً فقه اسلامی، منشأگرا و زمینهگرا نیست. در برابر این رویکرد، کارکردگرایان به تفسیری بها میدهند که تکثرگرا است و لزوما به نتیجه واحد نمیاندیشد؛ نتیجه یک مسأله را در بسترهای اجتماعی و اقتصادی متفاوت میسنجد و هر نتیجهای که برای جامعه مفیدتر باشد برمیگزیند؛ از این رو، بیش از آن که ماهیتگرا باشد، زمینهگرا است؛ همچنان که قیاس منطقی را بهایی نمیدهد و به طور کلی در مسیر جزمیت استدلال قضایی گام بر نمیدارد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| رویکرد تفسیری؛ فقه؛ ارادهگرا؛ کارکردگرا؛ انسجام تفسیری | ||
| عنوان مقاله [English] | ||
| The Purpose and Source of Interpretation in Islamic Jurisprudence; a Comparative Study by Pragmatic Interpretation | ||
| نویسندگان [English] | ||
| hosein simaee sarraf1؛ ebrahim abdipour2؛ javad motamedi3 | ||
| 3qom universty/phd student | ||
| چکیده [English] | ||
| Interpretive approach refers to the main ideas which construct the interpretive method of a judge or a jurist. We classify the interpretive approaches as intentional and functional attitudes. Feqh (Islamic jurisprudence) proceeds two purposes in interpretation; discovery of divine rules and integrity of interpretation. for these aims, Islamic jurists leads to the text and they are mostly textualist. However, sometimes the context helps the jurist to understand the hidden rules. In other hand, they attend to systemic interpretation, legal essentialism, sovereignty of legal principles and legal deduction. In contrast, pragmatic interpretation justifies the plural views, does not need to deduction and is anti-essentialist. this article tries to state these dimensions of the approaches and study the interpretation of Feqh in a methodological way. In that way, we define the meaning of approach. then introduce the characteristics of each approaches. The result is that, every approach has it’s own advantages and disadvantages. The jurist must choose the one which is more useful for his/her society. | ||
| کلیدواژهها [English] | ||
| Interpretive approach, Fiqh, Functionalism, Interpretive Integrity, Textualism | ||
| مراجع | ||
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,824 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 799 |
||
