بررسی فقهی و حقوقی موقوفات در جنگلهای شمال ایران | ||
| پژوهش های فقهی مسائل مستحدثه | ||
| دوره 2، شماره 1 - شماره پیاپی 2، تیر 1403، صفحه 182-156 اصل مقاله (740.06 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22091/rcjl.2024.10711.1052 | ||
| نویسندگان | ||
| مهدی محمدیان امیری* 1؛ هرمز عباسی فیروزجاه2؛ رحمان ولی زاده1 | ||
| 1استادیار فقه و مبانی حقوق اسلامی، واحد بابل، دانشگاه آزاد اسلامی، بابل، ایران. | ||
| 2دانشجوی دکتری فقه و مبانی حقوق اسلامی، واحد بابل، دانشگاه آزاد اسلامی، بابل، ایران. | ||
| چکیده | ||
| در فقه اسلامی، در خصوص منـابع طبیعـی و بهویژه جنگلها و مراتـع احکام خاصی وضع شده است. از نظر اکثریت فقهای شیعه، منابع طبیعی از جمله کوهها، درهها، نوک قلهها، نیزارها مراتع و جنگلها از جمله انفال بوده، در مالکیت امام (ع) هستند و مرتع و جنگل وقـف شده در صورتی صحیح و معتبر است که انسان در بهوجودآمدن آن جنگل و مرتع دخیل باشد. ساکنین جنگلهای شمال ایران و دیگر نقاط جنگلی کشور در طول قرون متمادی و به استناد تاریخ و اشیای بسیار قدیمی کشف شده در جایجای استانهای شمالی ایران و دیگر مکانهای مشابه، دارای سابقه سکونت چندهزارساله در دل جنگلها بودهاند و خود را مالک آن مناطق میدانستند. این احساس مالکیت در جنگل باعث میشد برخی از مؤمنین اراضی جنگلی تحت کنترل خود را برای امور مختلف وقف مینمودند. با وضع قانون ملیشدن جنگلها چالش وضعیت وقف این اراضی مطرح شد، لذا قانون، اراضی موقوفه پیش از تصویب این قانون را پذیرفت، اما موقوفات پس از آن را به دلیل وقف مال غیر توسط دیگری نپذیرفت. این پژوهش از نوع کاربردی بوده و با استناد به منابع فقهی و حقوقی به روش تحلیل محتوا به بررسی صحت موقوفات اراضی جنگلی پس از تصویب قانون ملیشدن جنگلها پرداخته است. نتیجه حاصل از پژوهش آن است که سنت وقف و نذورات در ایران به قدمت تاریخ ساکنین آن است. ازآنجاییکه مردم یکتاپرست ایران خود را مالک محدوده جنگلی تحت تصرف خویش میدانستهاند؛ لذا اقدام به وقف نمودن املاک و مستثنیات خویش مینمودهاند. در ایـن صـورت از نگاه فقـه و حقـوق موضوعه، نبایـد بـه بهانـه انفـال بـودن یا ملیشدن مراتـع و جنگلها، به وقف بودن زمینهای موجود در این محدوده که از لحاظ فقه و قوانین وضع شده معاصر بهصورت صحیح واقع شده است لطمهای وارد نمود. | ||
تازه های تحقیق | ||
نتیجهگیری درباره اینکه منابع طبیعی و بهویژه مرتع و جنگل از نظر فقهی و حقوقی، چه ماهیتی دارند بین فقها اختلافنظر است. گروهی آنها را جزء انفال، گروهی جزء مباحات و گروهی دیگر جزء مشترکات میدانند. مراتع بنا بر نظر مختار جزء انفال است. انفال بنا بر نظر مختار عبارت است از هرگونه مال بی مالکی کـه بهمقتضای طبیعت خود، قابل تملک خصوصی نیست و مـصادیق آن منحصر به زمینهای موات، جنگلها، بیشهها و نیزارها و دیگر موارد یاد شده در روایات است. البته در جنگلهای طبیعی که مبدل به خرابه شده و درختان آن به دلیل عدم توجه سازمان متولی حفظ جنگلها و مراتع ازدسترفتهاند، بهوسیله افراد آباد گردد، بهحکم عقل و شرع میتواند به ملکیت منافع آبادکننده در آید. انفال در عصر غیبت، در اختیار حکومت اسلام قرار دارد که باید برای تأمین رفاه و معیشت و گستراندن عدالت از آن استفاده کند و این در واقع همان است کـه در اصـل ۴۵ قـانون اساسی آمده است. بر طبق این اصل، مقصود از انفال، ثروتهای عمومی و به تعبیری دگر اموال بیمالک است. انفال تحت مالکیت حاکم اسلامی است، بنابراین وقف آنها صحیح نیست. اما ازآنجاکه در سالهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، عنوان حاکم اسلامی بـر دولت صدق نمیکرد، مراتع یا جنگلهایی داریم که وقف شدهاند. با اینکه پیش از انقلاب اسلامی ایران، کلیه منابع طبیعی از جمله مراتع و جنگلهای موقوفه، ملی اعلام شده بود، لیکن پس از انقلاب اسلامی برای تعدیل ایـن روند و مطابقت بیشتر این قوانین با شرع، چند قانون به تصویب رسید کـه در نهایت مراتع و جنگلهایی که وقفیات آنها به طـور صحیح و معتبری انجام شده باشد و از طرفی با دخالت انسان به وجود آمده باشند، یا قبل از ملیشدن جنگلها به تصرف افراد درآمده باشد که در قانون مذکور به تأیید قانونگذار رسیده است ملی نخواهند بود. اگر خلاف مقررات ذکر شده ملی اعلام شده باشند، اسناد آن باطل اعلام شده، به وقفیات باز میگردند. قانونگذار به تصرفاتی که در منابع طبیعی قبل از ملیشدن جنگلها و مراتع واقع شده باشد احترام گذاشته است و آن را سبب مالکیت دانسته است؛ لذا وقف نمودن زمینهای گفته شده واقع در جنگلها با رعایت مقررات مذکور بلااشکال است. برای نظر مذکور دلایل فقهی و حقوقی وجود داشته است که بیان شده است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| وقف جنگل؛ وقف انفال؛ قانون ملی شدن جنگل؛ وقف اراضی ملی؛ مباحات و مشترکات. | ||
| عنوان مقاله [English] | ||
| A Fiqhi and Legal Examination of Endowments (Waqf) in the Northern Forests of Iran | ||
| نویسندگان [English] | ||
| Mehdi Mohammadian Amiri1؛ Hormoz Abbasi Firouzjah2؛ Rahman Valizadeh1 | ||
| 1Assistant Professor of Fiqh and Fundamentals of Islamic Law, Islamic Azad University, Babol Branch, Babol, Iran | ||
| 2PhD student in Fiqh and Fundamentals of Islamic Law, Babol Branch, Islamic Azad University, Babol, Iran. | ||
| چکیده [English] | ||
| In Islamic jurisprudence, specific rulings have been established regarding natural resources, particularly forests and rangelands. According to the majority of Shia jurists, natural resources including mountains, valleys, hilltops, marshes, rangelands, and forests are considered part of the "public goods" (anfal) and are under the ownership of the Imam (peace be upon him). A waqf (endowment) of rangeland or forest is only valid and legitimate if the person establishing the waqf was involved in the creation of that forest or rangeland. The inhabitants of the northern forests of Iran and other forested areas of the country have had a centuries-old history of residence in the forests, as evidenced by historical records and ancient artifacts discovered throughout the northern provinces and similar locations. This sense of ownership over the forested lands led some believers to endow the forest lands under their control for various purposes. However, through the enactment of the Law on the Nationalization of Forests, the status of these forest land endowments was challenged. The law recognized the validity of endowments established prior to the enactment of this law but did not acknowledge endowments created thereafter, on the grounds that they involved the endowment of property that did not belong to the endower. This applied research, based on Fiqhi and legal sources and recruiting content analysis, examines the validity of endowments of forest lands after the enactment of the Law on the Nationalization of Forests. Findings indicate that the tradition of waqf and votive offerings in Iran is as old as the history of its inhabitants. Since the monotheistic people of Iran considered themselves the owners of the forested areas under their control, they endowed their properties within these areas. In this case, from the perspective of Fiqh and common law, the endowment of lands within these areas, which have been validly established according to Fiqh and contemporary legislation, should not be undermined on the pretext of them being part of the "public goods" or the nationalization of rangelands and forests. | ||
| کلیدواژهها [English] | ||
| : Forest Waqf, Endowment of Public Goods, Law on the Nationalization of Forests, Endowment of National Lands, Res Communes and Res Nullius | ||
| مراجع | ||
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 961 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 542 |
||
