رضایی, احمد. (1402). تقابل به عنوان مولفۀ اساسی در دستور زبان ضربالمثل (با تأکید بر ضربالمثلهای فارسی و چینی). پژوهشهای فلسفی -کلامی, 13(23), 21-43. doi: 10.22091/jls.2023.9521.1508
احمد رضایی. "تقابل به عنوان مولفۀ اساسی در دستور زبان ضربالمثل (با تأکید بر ضربالمثلهای فارسی و چینی)". پژوهشهای فلسفی -کلامی, 13, 23, 1402, 21-43. doi: 10.22091/jls.2023.9521.1508
رضایی, احمد. (1402). 'تقابل به عنوان مولفۀ اساسی در دستور زبان ضربالمثل (با تأکید بر ضربالمثلهای فارسی و چینی)', پژوهشهای فلسفی -کلامی, 13(23), pp. 21-43. doi: 10.22091/jls.2023.9521.1508
رضایی, احمد. تقابل به عنوان مولفۀ اساسی در دستور زبان ضربالمثل (با تأکید بر ضربالمثلهای فارسی و چینی). پژوهشهای فلسفی -کلامی, 1402; 13(23): 21-43. doi: 10.22091/jls.2023.9521.1508
دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه قم، قم، ایران
چکیده
مَثَل از جمله اصطلاحاتی است که محققان هم در تعریف و هم در تعیین مصادیق آن اختلاف نظر دارند تا بدانجا که برخی معتقدند هیچگاه نمیتوان حدودی برای آن تعیین کرد؛ به دلیل همین ابهامات، عدهای آن را با قلمروهای دیگر از جمله کنایه و استعارۀ تمثیلیه درآمیختهاند. بهنظرمیرسد پژوهشهای این حوزه کمتر به دنبال چارچوبی نظاممند و مستدل برای انواع مثل بودهاند. پژوهشگران حوزۀ زبانشناسی و ادبیات در قرن بیستم کوشیدند با توجه به مشابهتهای انواع و آثار ادبی، تحلیل ساختار آنها و تعریف انواع مختلف در قالب چند فرم بسیط، قواعد عام آنها را استخراج و با عنوان «دستور زبانِ» آن فرم ارائه کنند. یکی از این فرمها، مَثل است که میتوان با تحلیل ساختار و استخراج مؤلفههای آن، به قواعد عام اینگونه دست یافت و با درکنارهم نهادن آنها «دستور زبان ضربالمثل» را تدوین کرد. به نظر میرسد یکی از این مؤلفههای اساسی که به شکلهای مختلف در انواع ضربالمثل دیده میشود، «تقابل» است. در این پژوهش ضمن دستهبندی و نقد تعاریف مَثَل، بررسی انواع تقابل در فلسفه و معناشناسی، حدود هزار مَثَل فارسی و چینی را با روش توصیفی-تحلیلی، بر اساس گونههای تقابل، بهعنوان عنصری اصلی در این دستورِ زبان، طبقهبندی کردهایم. حاصل پژوهش نشان می-دهد که در هر مَثَل با گونهای تقابل سر وکار داریم، لکن فراوانی تقابلها متفاوت است؛ بدین صورت که انواع تقابل ضمنی و تقابل مکمل بیشترین فراوانی را دارند و تقابل واژگانی در ردۀ بعدی قرار میگیرد؛ هرچند مثلهایی داریم که دارای چندین گونه تقابل هستند. همچنین در پژوهش حاضر نمونهای از تقابل دو سویه یا مدرج دیده نشد.
Opposition as a Basic Component in the Grammar of Proverbs Based on Persian and Chinese Proverbs
نویسندگان [English]
Ahmad Rezaei
Associate Professor, Department of Persian Language and Literature, University of Qom, Qom, Iran
چکیده [English]
Proverbs is among the terms that researchers disagree on both defining and determining its examples, to the extent that some believe that it can never be defined. Due to these ambiguities, some have mixed it with other realms such as irony and allegorical metaphor. It seems that the researches in this field have not sought a systematic and well-founded framework for all kinds of parables. Researchers in linguistics and literature in the 20th century tried to extract general rules for both and present them under the title of "Grammar" considering the similarities of types and literary works, analyzing their structure, and defining different types in the form of a few simple forms. One of these forms is proverb the “grammar” of which can be obtained by analyzing its structure and extracting its components, and by putting them together. It seems that one of these basic components, which can be seen in different forms in proverbs, is opposition. In this research, while categorizing and criticizing the definitions of proverb, examining the types of oppositions in philosophy and semantics, about a thousand Persian and Chinese proverbs have been classified with a descriptive-analytical method. The result of the research shows that in every proverb we are dealing with some kind of opposition, but the frequency of opposition is different, so that types of connotational opposition and complementary opposition are the most frequent, and lexical opposition is placed in the next category, although we have proverbs that have several types of opposites. Also, in the current research, there was no example of the symmetrical opposition or gradable opposition.
کلیدواژهها [English]
Opposition, Grammar, Persian and Chinese Proverbs, Persian language, Chinese language
مراجع
ابن اثیر، نصرالله بن محمّد. (1420). المثل السائر. تحقیق محمّد محییالدین عبدالحمید. بیروت: المکتبه العصریه. اخوّت، احمد. (1371). دستور زبان داستان. اصفهان: فردا. اسکولز، رابرت. (1379). درآمدی بر ساختارگرایی در ادبیات. ترجمۀ فرزانه طاهری. تهران: آگه. امین شیرازی، احمد. (۱۳۷۰). آیین بلاغت. جلد سوم: علم بیان، شرح مختصرالمعانی. قم: فروغ قرآن. انوری، حسن. (۱۳۸۴). فرهنگ امثال سخن. تهران: سخن. ایبرمز، مایر هوارد. (۱۳۹۴). فرهنگ توصیفی اصطلاحات ادبی. ترجمۀ سعید سبزیانمرادآبادی. تهران: رهنما. بارسلونا، آنتونیو. (1390). استعاره و مجاز با رویکرد شناختی. ترجمۀ فرزان سجودی، لیلا صادقی و تینا امراللهی. تهران: نقش جهان. بهمنیار، احمد. (1381). داستاننامه بهمنیاری. تهران: انتشارات دانشگاه تهران. پارسا، احمد. (1384). «مَثلها از نگاهی نو». رشد آموزش زبان و ادب فارسی. دورۀ هجدهم. شمارة 75 . صص: 17-7. پالمر، فرانک رابرت. (1374). نگاهی تازه به معنیشناسی. ترجمة کورش صفوی. تهران: کتاب ماد (وابسته به نشر مرکز). پروین گنابادی، محمّد. (1356). گزینۀ مقالهها. تهران: کتابهای جیبی. پورنامداریان، تقی. (۱۳۷۶). رمز و داستانهای رمزی در ادب فارسی. تهران: علمی و فرهنگی. تامس، برانوِن. (۱۴۰۰). روایت، مفاهیم بنیادی و روشهای تحلیل. ترجمۀ حسین پاینده. تهران: مروارید. تسائو، تسونگ سون. (۱۹۸۱). «تحلیل اولیۀ ضربالمثلهای چینی معاصر». مجلۀ علمی دانشگاه تربیت مدرس تیان جین. شمارة ۶. صص: 83-80. جائو، شو لینگ؛ جانگ، یان. (۲۰۱۵). «تحلیل اولیۀ روش بیانی ضربالمثلهای چینی». مجلۀ علمی کالج آموزش عالی تای یوان. شمارة ۴. صص: 57-55. چندلر، دنیل. (1387). مبانی نشانهشناسی. ترجمۀ مهدی پارسا. تهران: سورة مهر. خواجه نصیرالدین طوسی. (1376). اساس الاقتباس. به تصحیح مدرس رضوی. تهران: انتشارات دانشگاه تهران. دهخدا، علیاکبر. (1377). امثال و حکم. تهران: امیرکبیر. ذوالفقاری، حسن. (1386). «بررسی ساختار ارسال مثل (بحثی در ارسال مثل و تفاوت آن با برخی گونهها و ساختارهای مشابه آن)». پژوهش-های ادبی. شمارة 15. صص:62-30. ذوالفقاری، حسن. (1387). «تفاوت کنایه با ضربالمثل». دوفصلنامۀ پژوهش زبان و ادبیات فارسی. شمارة 10. صص: 133ـ 109. رادویانی، محمّد بن عمر. (1362). ترجمان البلاغه. به تصحیح و اهتمام احمد آتش و انتقاد ملکالشعرای بهار. تهران: اساطیر. رضایی، احمد. (۱۳۹۳). «تشبیه تمثیل و استعارة تمثیلیه در کتب بلاغی». ادب پژوهی. شمارة ۳۴. صص: 50-33. زلهایم، رودلف. (۱۳۸۱). امثال کهن عربی. ترجمۀ احمد شفیعیها. تهران: مرکز نشر دانشگاهی. زن رونگ، وانگ. (۱۳۹۳). «حیوانات در ضربالمثلهای چینی و فارسی». فصلنامۀ مطالعات انتقادی ادبیات. سال اول. شمارة ۲. صص: 30-11. زنگ، یان شنگ. (2003). فرهنگ ضرب المثلهای فارسی به چینی و اصطلاحات چینی به فارسی. پکن: مطبوعات تجاری. سجادی، سیدجعفر. (۱۳۷۵). فرهنگ علوم فلسفی و کلامی. تهران: امیرکبیر. شفیعی کدکنی، محمّدرضا. (۱۳۷۱). صور خیال در شعر فارسی. تهران: آگه. شمیسا، سیروس. (1371). بیان. تهران: فردوس. صفوی، کورش. (1380). درآمدی بر معنیشناسی. تهران: پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی. فالر، راجر و دیگران. (1381). زبانشناسی و نقد ادبی. ترجمۀ مریم خوزان و حسین پاینده. تهران: نی. فروغی، محمّد حسین. (1399). علم بدیع. به اهتمام محمّدعلی فروغی و ابوالحسن فروغی. به کوشش منا علیمددی. تهران: خاموش. کالر، جاناتان. (1388). بوطیقای ساختگرا. ترجمة کورش صفوی. تهران: مینوی خرد. گرکانی، حاج محمّدحسین شمسالعلماء. (۱۳۷۷). ابدع البدایع. به اهتمام حسین جعفری. با مقدمۀ دکتر جلیل تجلیل. تبریز: احرار تبریز. میدانی، ابوالفضل. (1987). مجمع الامثال. بـه تحقیـق ابوالفضـل ابـراهیم. 4 جلـد. بیـروت: دارالجیل. میهنی، محمّد بن عبدالخالق. (1385). آیین دبیری. تصحیح و توضیح اکبر نحوی. تهران: مرکز نشر دانشگاهی. وحیدیان کامیار، تقی. (1388). بدیع از دیدگاه زیباییشناسی. تهران: سمت. هاوکس، ترنس. (1398). ساختگرایی و نشانهشناسی. ترجمۀ کورش صفوی. تهران: علمی. همایی، جلالالدین. (1374). معانی و بیان. به کوشش ماهدخت همایی. تهران: هما.
Akbarian, I. (2010). A spice of classroom: Incorporating proverbial expressions in EFL classes. Journal of Asia TEFL. 1(7). Pp. 221-238. Cuddon , J. A. (1984). A dictionary of literary terms .Publised in Penguin Books. Lin Xue & Chuntao Han, Ning Cai .(2015). On Chinese Idiom Translation from Cultural Perspective ,International Conference on Management, Computer and Education Informatization (MCEI ). Rezaei ,A. (2012). Rhetorical Function Of Proverbs Based On Literary Genre Procedia- Social and behavioral sciences. Mieder, W. (2004). Proverbs: a handbook. (Greenwood Folklore Handbooks). Greenwood Press. Yang, Chunli .(2010). Cultural Differences on Chinese and English Idioms of Diet and the Translation, English Language Teaching. Vol. 3. No 1. Pp. 147 - 154. Wenjuan ,SHI, JIANG Yuhong. (2015). Comparison and Contrast Between English and Chinese Idioms From Cultural Connotation Perspective ,Studies in Literature and Language. Vol. 10. No. 10. Pp. 102-113. 郑宏峰. 中华谚语[2008]. 北京:线装书局. 唐启运. 成语谚语歇后语典故概说[1981]. 广州:广东人民出版社. 陈长书. 汉语歇后语研究[2016]. 北京:中国社会科学出版社. 王勤.谚语歇后语概论[1980]. 长沙:湖南人民出版社. 温端政. 古今俗语集成[1986]. 太原: 山西人民出版社. 曾延生. 波斯语汉语谚语—汉语波斯语成语词典[2003]. 北京: 商务印书馆.