حجت, هادی, غریبی, محمدرضا. (1401). بررسی تطبیقی نقش مرجحات ادبی و سیاقی قرائات در تفاسیر مجمعالبیان طبرسی و معانی القرآن فراء با بیان اثر تفسیری در آیات مربوط. پژوهشهای فلسفی -کلامی, 8(2), 277-306. doi: 10.22091/ptt.2023.8368.2124
هادی حجت; محمدرضا غریبی. "بررسی تطبیقی نقش مرجحات ادبی و سیاقی قرائات در تفاسیر مجمعالبیان طبرسی و معانی القرآن فراء با بیان اثر تفسیری در آیات مربوط". پژوهشهای فلسفی -کلامی, 8, 2, 1401, 277-306. doi: 10.22091/ptt.2023.8368.2124
حجت, هادی, غریبی, محمدرضا. (1401). 'بررسی تطبیقی نقش مرجحات ادبی و سیاقی قرائات در تفاسیر مجمعالبیان طبرسی و معانی القرآن فراء با بیان اثر تفسیری در آیات مربوط', پژوهشهای فلسفی -کلامی, 8(2), pp. 277-306. doi: 10.22091/ptt.2023.8368.2124
حجت, هادی, غریبی, محمدرضا. بررسی تطبیقی نقش مرجحات ادبی و سیاقی قرائات در تفاسیر مجمعالبیان طبرسی و معانی القرآن فراء با بیان اثر تفسیری در آیات مربوط. پژوهشهای فلسفی -کلامی, 1401; 8(2): 277-306. doi: 10.22091/ptt.2023.8368.2124
2دانشجوی دکتری رشته علوم قرآن و حدیث، دانشگاه قرآن و حدیث
چکیده
در بین کتب قرائات و علوم قرآن و تفاسیر، شاخصهای مختلفی در تشخیص رجحان قرائتهای مشهور بر یکدیگر وجود دارد؛ شاخصهایی که عالمان این فن در طول تاریخ این علم همواره بدانها استدلال کردهاند. عربیت قرائت، از مهمترین این شاخصهاست. همراهی با قواعد مشهور صرف و نحو، افصح بودن و بلاغت که ذیل مباحث ادبی قرار میگیرد، از ملاکهای تشخیص عربیت بهحساب میآید. در شمارش وجوه رجحان قرائات بر قرائت حفص، بیشترین وجه از حیث آماری، متعلق به رجحان ادبی بر اساس قواعد مسلم عربی است؛ به این معنا که در موارد متعددی، قرائت دیگری نسبت به حفص از حیث عربیت، رجحان دارد. همچنین بررسی سیاق آیات نیز در مواردی، بیانگر رجحان قرائات دیگر بر قرائت حفص است. این ترجیحات، سبب تفاوت در انظار تفسیری مفسران نیز شده است. بررسی این وجه رجحان و تحلیل برخی از موارد بر اساس دیدگاه امین الاسلام طبرسی و فراء با نگاهی به برخی دیگر از مفسران فریقین، محور این مقاله است. حل برخی معضلات در توجیه وجه ادبی آیات در تفسیر با توجه به قرائات مشهور دیگر، بیان وجه معنایی روشنتر در تفسیر، همراهی علمی فریقین در این جهت و... از نتایج این تحقیق است.
تازه های تحقیق
نتیجه
از مطالب و مباحث مطرحشده چند مطلب نتیجه گرفته میشود:
عالمان تفسیر و قرائت در ارزیابی قرائتهای مشهور، بدون تعصب بر قرائتی خاص، با تکیهبر قواعد مشهور ادبی، به تضعیف یا ترجیح قرائتها پرداختهاند.
مطابق روایت «اِنَّ الْقُرانَ واحِدٌ نَزَلَ مِنْ عِنْدِ واحِد وَلکِنَّ الاخْتَلافَ یَجىءُ مِنْ قِبَلِ الرُواةِ» (کلینی، ۱۴۰۷ ق، ج ۲، ص ۶۳۰)، حتی در صورت امکان توجیه وجوه مختلف ادبی، بنا بر اصل فصاحت قرآن، وجهی که بر اساس قواعد ارجح است تعین در نزول پیدا میکند.
در برخی موارد، قرائت شاذ بر سایر قرائات ترجیح داده شده که مؤید دیدگاه عدم ضرورت تمرکز بر قرائتهای هفتگانه مشهور است! به این معنا که شهرت هفتقرائت مبنای علمی دقیقی ندارد و غالباً عوامل سیاسی- اجتماعی به این مسأله منتهی شده است.
در مواردی که قرائت حفص از حیث ادبی خلاف قواعد مشهورادبیات عرب است، نوعاً به ضربالمثل «خویش را تأویل کن نی ذکر را» تمسک میشود؛ به این معنا که تنها قرآن معیار سنجش قواعد ادبیات عرب و فصاحت و بلاغت است و نباید در صورت اختلاف، به توجیه قرآن بپردازیم. در مورد این نکته باید توجه کنیم که با توجه به اختلاف قرائت موجود، نمیتوان اختلاف با قاعده مسلم ادبیات را بهسادگی نادیده گرفت. نبود نقطه و اعراب در خط کوفی و تدارک آن در مقاطع بعد و وجود اختلاف، شاهد مناسبی است که درصورتیکه بتوان قرائتی را همسو با قواعد عرب پیدا کرد، نباید به پذیرش قرائتی اصرار داشت که مخالف آن قاعده است. این نکته با توجه به بررسی صورت گرفته در قرائت حفص بهصورت متعدد یافت میشود و خود دلیلی بر لزوم اخذ به قرائت اصح در مورد اختلاف است.
متعین شدن قرائت بر اساس قواعد عربی، میتواند از حیث کلامی هم در آیاتی که محل اختلاف است، به اختلافات فریقین پایان دهد؛ چراکه در رجحان ادبی بر اساس قواعد، اختلافی وجود ندارد و وقتی آیهای ازاینجهت راجح تشخیص داده شد، لوازم خود اعم از مباحث فقهی و کلامی را هم صاحب رجحان میکند- حکم «الامثال فیما یجوز و فیما لایجوز واحد».
تأثیر اختلاف قرائت در مباحث تفسیری در موارد زیادی از این اختلافات انکارناپذیر است که به برخی از آنها اشاره شد.
با توجه به مباحث مطرحشده، مناسب است ملاک اولویت انتخاب قرائت در تفسیر، قواعد مسلم عربی باشد نه شهرت قرائت؛ چراکه قطعاً رجحان این قواعد بر شهرت که منطق استواری ندارد و نوعاً اقتضائات سیاسی- اجتماعی منجر به آن شده، بیشتر است.
A Comparative Study of the Role of Literary Preferences and Context of Readings in Tabarsi’s Majma al-Bayan and Farra’s Maʿani al-Quran with an Explanation of the Exegetic Effect in Related Verses
نویسندگان [English]
hadi hojjat1؛ Muḥammad Reḍā Gharībī2
1Associate Prof., Quran and Hadith University
2Ph.D. candidate, Quran and Hadith Sciences, Quran and Hadith University
چکیده [English]
Among the books of Quranic readings and Quranic sciences and exegesis, there are different indicators to determine the preference of popular readings over each other; indicators that the scholars of this field have always used in reasoning throughout the history of this science. One of the most important indicators is that the readings are inArabic. Adhering to the common laws of Arabic usage and syntax, eloquence and rhetoric are counted as some of the criteria for deciding Arabicness. When counting the aspects of the preference of readings over the Hafs Reading, the aspect that is most statistically preferred is the one related to literary preference based on indisputable Arabic laws, in the sense that in numerous instances, another reading in terms of Arabicness is preferred over the Haf reading. Similarly, a study of the context of verses in some instances expresses the preference of other readings over the Hafs one. These preferences have also led to differences in the exegetic views of interpreters. The focus of this article is to study these aspects of preference and analysis of some of the instances based on the views of Tabarsi and Farra in comparison to other Sunni and Shiite exegetes. Some of the results of this research include: resolving some of the problems in justifying the literary aspect of verses in exegesis considering other popular readings, explaining the semantic aspect more clearly in exegesis, the academic acceptance of both the Sunnis and Shias in this aspect, etc.
ابن جِنّی، عثمان (1419 ق)، المحتسب فی تبیین وجوه شواذّ القرائات و الإیضاح عنها، به کوشش محمد عبدالقادر عطا، بیروت: دارالکتب العلمیه.
ابن خالویه، حسن بن احمد (1397 ق)، الحجّة فی القرائات السبع، به کوشش عبدالعال سالم مکرم چاپ دوم، بیروت/ قاهره: دارالشروق.
ابن خالویه، حسن بن احمد (1934 م)، مختصر فی شواذّ القرآن، قاهره، بینا.
ابن کثیر، اسماعیل بن عمرو (1419 ق)، تفسیر القرآن العظیم، بیروت: دارالکتب العلمیة.
ابن مجاهد، احمد بن موسی (1428 ق)، کتاب السبعة فی القرائات، به کوشش جمالالدین محمد شرف، طنطا: دارالصحابة للتراث.
ابن منظور، محمد بن مکرم (بیتا)، لسان العرب، بیروت، بینا.
ابو البقاء، عبدالله بن حسین عُکبری (1431 ق)، التبیان فی اعراب القرآن، بیروت: عالم الکتب.
ابوالفتح عثمان بن جنی الموصلی (1420 ق)، المحتسب فی تبیین وجوه شواذ القرائات والإیضاح عنها، بغداد: المجلس الأعلى للشئون الإسلامیة.
ابوعلی فارسی، حسن بن احمد (1403 ق)، الحجّة فی علل القرائات السبع، به کوشش علی نجدی ناصف، عبد الحلیم نجّار و عبد الفتّاح شلبی، قاهره: الهیئة المصریة العامة للکتاب.
ابوالفتوح رازی، حسین بن علی (1366 ق)، روض الجنان و روح الجنان، مشهد، بینا.
اخفش، سعید بن مسعده (1423 ق)، معانی القرآن، به کوشش ابراهیم شمسالدین، بیروت: دارالکتب العلمیه.
اندلسی، ابو حیان محمد بن یوسف (1420 ق)، البحر المحیط فی التفسیر، بیروت: دارالفکر.
دانی، عثمان بن سعید (1406 ق)، التیسیر فی القرائات السبع، به کوشش اوتو پرتسل، بیروت: دارالکتاب العربی.
دمیاطی، شهابالدین احمد بن محمد (1419 ق/1998 م)، اتحاف فضلاء البشر فی القرائات الاربعه عشر، بیروت: دارالکتب العلمیه.
زجّاج، ابراهیم بن محمد (1428 ق)، معانی القرآن و إعرابه، به کوشش احمد فتحی عبدالرحمان، بیروت: دارالکتب العلمیه.
زمخشری، محمود بن عمر (1407 ق)، الکشّاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت: دارالکتاب العربی.