1استادیار دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم دانشکده علوم قرآنی مشهد
2دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث دانشگاه شیراز
چکیده
قرآن کریم حاوی آیات ناظر به امامت است؛ اما دلالت و مصادیق بعضی از این آیات، بهروشنی مشخص نیست؛ مانند آیۀ *وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتی حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیهِ سُلْطاناً فَلا یسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ کانَ مَنْصُوراً* (اسراء/33). پژوهش حاضر، با بررسی منابع روایی و تفسیری فریقین و تحلیل دلالتهای آیه، درصدد تعیین دلالت و مصداق «ولی دم» است؛ نتیجه اینکه در کتب روایی شیعه، روایاتی از اهلبیت نقل شده که حضرت مهدی7را فرزند امام حسین7، وارث آن بزرگوار و منتقم خونشان معرفی کرده است؛ زیرا امام حسین7 نفس محترمه و مصداق برجسته مظلومی هستند که خداوند وعده انتقامش را داده است. همچنین روایات فریقین، تأکید دارند که ولی دم باید وارث مقتول و از نزدیکان مقتول و یا فرزندان و وابستگان نسبی و دارای اختیار برای قصاص، بخشش و یا دیه و هر تصمیم دیگری باشد. اگر وارثی برای مقتول نباشد، حاکم جامعه ولی دم مقتول محسوب میشود. پس برفرض اینکه کسی مدعی شود در زمان ظهور وارثی نیست که ولی دم امام حسین 7 باشد، طبعاً حضرت مهدی7 که تنها امام معصوم حاکم هستند، مصداق حقیقی ولی دم برای امام حسین7 خواهند بود.
تازه های تحقیق
نتیجه
نفس محترمه با اوصافی چون: مؤمن، مسلمان، اهل ذمه، کفار مشرکین که تحت معاهده یا در امان مسلمانان باشند، معرفی شده و قتل آنها حرام است؛ اما مرتد، مرتکب زنای محصنه و یا کسی که عمداً کسی را کشته باشد، خارج از اوصاف پیشگفته است؛ پس استحقاق کشته شدن دارد. لذا امام حسین 7 بهطریقاولی نفس محترمهای هستند که ریختن خونشان حرام است.
در کتب روایی شیعه، روایاتی از اهلبیت نقل شده که حضرت مهدی7را فرزند امام حسین7، وارث آن بزرگوار و کسی معرفی کرده که توانایی احقاق حق عظیم ایشان را دارد و منتقم خونشان معرفی کرده است؛ زیرا امام حسین7 نفس محترمه و بهحق مصداق برجسته مظلومی هستند که خداوند وعده انتقامش را داده است.
مجموع روایات فریقین تأکید دارند که ولی دم باید وارث مقتول باشد که عمدتاً از اقربای مقتول و یا فرزندان و وابستگان نسبی است و برای قصاص، بخشش و یا دیه و هر تصمیم دیگری اختیار دارد. اگر وارثی برای مقتول نباشد که این ولایت متوجه او باشد، حاکم جامعه ولی دم مقتول محسوب میشود. پس برفرض اینکه کسی مدعی شود در زمان ظهور وارثی نیست که ولی دم امام حسین 7 باشد، طبعاً حضرت مهدی7 که تنها امام معصوم حاکم هستند، مصداق حقیقی ولی دم برای امام حسین7 خواهند بود.
کشتن غیر قاتل، مثله کردن قاتل، کشتن انسانی علاوه بر قاتل، کشتن مرد جای زنی که قاتل است، کشتن قاتل بیاختیار و کشتن قاتل با وسیله و ضربهای غیر آنچه مقتول را کشته است، مصداق اسراف در قتل است که امام حسین 7 هیچیک از این اوصاف را برنمیتابد؛ اما خود قربانی با چنین اوصافی است؛ پس عملکرد امام زمان7 در خونخواهی امام حسین 7 بهگونهای است که با هرکدام از این دیدگاهها مقایسه شود، مصداق اسراف در قتل نخواهد بود.
The Denotation and Referent of the “Blood Heir” in Verse 33 of the al-Israʾ Chapter
نویسندگان [English]
mohamad javad tavakoli khaniki1؛ fahima moradi2
1Assistant Prof., Ulum-i Quran va Maʿaref-i Quran-i Karim University, Faculty of Quranic Sciences, Mashhad. tavakoli.mj@chmail.ir
2Ph.D. candidate, Quran and Hadith Sciences, University of Shiraz. Tel: 09159047622 | fmoradi133@yahoo.com
[17: 33]. Translation retrieved from: https://tanzil.net/#17:33
چکیده [English]
The Holy Quran contains verses regarding Imamate; however, the denotations and referents of some of these verses are not clear, such as the verse: “Do not kill a soul [whose life] Allah has made inviolable, except with due cause, and whoever is killed wrongfully, We have certainly given his heir an authority. But let him not commit any excess in killing [the murderer], for he has been assisted [by law].”[1] The present research seeks to determine the denotation and referent for “blood heirs” by studying the narrative and exegetic sources of the Shia and Sunni sects and analyzing the denotations of the verse. As a result, in Shiite narrative books, narrations have been cited from the Ahlulbayt that introduce Imam Mahdi (atfs) as the son of Imam Husayn (peace be upon him), his heir, and the avenger of his blood because Imam Husayn is a revered soul and a prominent instance of an oppressed and God has the promised his revenge. Similarly, both Shiite and Sunni narrations emphasize that the blood heir must be the heir of the slain and from among his close relatives or children or relatives-in-law and have the authority to demand retribution or blood money or forgive and any other decision. If the slain has no heirs, the ruling authority is considered the blood heir. Thus, assuming that one might claim during the time of the reappearance of the Imam that there is no heir who can be the blood heir of Imam Husayn, naturally, Imam Mahdi, who would be the sole Infallible, ruling Imam, would be the true instance of a blood heir for Imam Husayn.
کلیدواژهها [English]
Imam of the Time, Imam Husayn, the aided one (manṣūr), blood heir, the oppressed
مراجع
نتیجه
نفس محترمه با اوصافی چون: مؤمن، مسلمان، اهل ذمه، کفار مشرکین که تحت معاهده یا در امان مسلمانان باشند، معرفی شده و قتل آنها حرام است؛ اما مرتد، مرتکب زنای محصنه و یا کسی که عمداً کسی را کشته باشد، خارج از اوصاف پیشگفته است؛ پس استحقاق کشته شدن دارد. لذا امام حسین 7 بهطریقاولی نفس محترمهای هستند که ریختن خونشان حرام است.
در کتب روایی شیعه، روایاتی از اهلبیت نقل شده که حضرت مهدی7را فرزند امام حسین7، وارث آن بزرگوار و کسی معرفی کرده که توانایی احقاق حق عظیم ایشان را دارد و منتقم خونشان معرفی کرده است؛ زیرا امام حسین7 نفس محترمه و بهحق مصداق برجسته مظلومی هستند که خداوند وعده انتقامش را داده است.
مجموع روایات فریقین تأکید دارند که ولی دم باید وارث مقتول باشد که عمدتاً از اقربای مقتول و یا فرزندان و وابستگان نسبی است و برای قصاص، بخشش و یا دیه و هر تصمیم دیگری اختیار دارد. اگر وارثی برای مقتول نباشد که این ولایت متوجه او باشد، حاکم جامعه ولی دم مقتول محسوب میشود. پس برفرض اینکه کسی مدعی شود در زمان ظهور وارثی نیست که ولی دم امام حسین 7 باشد، طبعاً حضرت مهدی7 که تنها امام معصوم حاکم هستند، مصداق حقیقی ولی دم برای امام حسین7 خواهند بود.
کشتن غیر قاتل، مثله کردن قاتل، کشتن انسانی علاوه بر قاتل، کشتن مرد جای زنی که قاتل است، کشتن قاتل بیاختیار و کشتن قاتل با وسیله و ضربهای غیر آنچه مقتول را کشته است، مصداق اسراف در قتل است که امام حسین 7 هیچیک از این اوصاف را برنمیتابد؛ اما خود قربانی با چنین اوصافی است؛ پس عملکرد امام زمان7 در خونخواهی امام حسین 7 بهگونهای است که با هرکدام از این دیدگاهها مقایسه شود، مصداق اسراف در قتل نخواهد بود.
منابع
* قرآن کریم، ترجمه مکارم شیرازى، ناصر (1373)، قم: دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامى.
ابنبابویه، محمد بن على (1385). علل الشرائع، قم: کتابفروشی داورى.
ابنبابویه، محمد بن على (1378 ق)، عیون اخبار الرضا علیهالسلام، مصحح: مهدی لاجوردى، تهران: نشر جهان.
ابنبابویه، محمد بن على (1395 ق)، کمالالدین و تمام النعمه، تصحیح: علیاکبر غفارى، تهران: اسلامیه.
ابنبابویه، محمد بن على (1413)، من لا یحضره الفقیه، مصحح: علیاکبر غفارى، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه.
ابن شهرآشوب مازندرانى، محمد بن على (1379 ق)، مناقب آل ابیطالب علیهمالسلام، قم: نشر علامه.
ابن فارس، احمد (1404 ق)، معجم مقاییس اللغة، تصحیح: عبدالسلام محمد هارون، قم: مکتب الاعلام الاسلامی.
ابن قولویه، جعفر بن محمد (1377 ش)، کامل الزیارات، مترجم: محمدجواد ذهنى تهرانى، تهران: انتشارات پیام حق.
ابن منظور، محمد بن مکرم (1414 ق)، لسان العرب، تصحیح: جمالالدین میردامادی، بیروت: دار الفکر-دارصادر.
ابواسحاق الزجاج، ابراهیم بن السری بن سهل (1408)، معانی القرآن وإعرابه، محقق: عبدالجلیل عبده شلبی، بیروت:عالم الکتب.
ابومنصور الماتریدی، محمد بن محمد بن محمود (1426)، تفسیر الماتریدی (تأویلات أهل السنة)، محقق: د. مجدی باسلوم، بیروت: دار الکتب العلمیة.
اشکورى، محمد بن على(1373)، تفسیر شریف لاهیجى، مصحح: جلالالدین محدث، تهران: بینا.
آقایی نیا، حسین (1384)، جرائم علیه اشخاص، تهران: نشر میزان.
آلوسی، شهابالدین محمود (1415)، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، محقق: علی عبد الباری عطیه، بیروت: دار الکتب العلمیة.
بغوی، ابو محمد الحسین بن مسعود (1417)، معالم التنزیل فی تفسیر القرآن، محقق: حققه و خرج أحادیثه محمد عبدالله النمر - عثمان جمعة ضمیریة - سلیمان مسلم الحرش، بیجا، دار طیبه للنشر والتوزیع.
بیضاوی، ناصرالدین ابوسعید عبدالله بن عمر (1418)، تفسیر بیضاوی، محقق: محمد عبدالرحمان المرعشلی، بیروت: دار احیاء التراث العربی.
ثعلبی، احمد بن محمد بن ابراهیم (1422)، الکشف والبیان عن تفسیر القرآن، تحقیق: الإمام ابی محمد بن عاشور، بیروت: دار احیاء التراث العربی.
ثقفى تهرانى، محمد (1398 ق)، روان جاوید در تفسیر قرآن مجید. تهران: برهان.
جکنی الشنقیطی، محمد الأمین بن محمد المختار (1415)، اضواء البیان فی إیضاح القرآن بالقرآن، بیروت: دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع.
حسینى همدانى، محمد (1404)، انوار درخشان در تفسیر قرآن، محقق: محمدباقر بهبودى، تهران: لطفی.
حلى، حسن بن سلیمان بن محمد (1421 ق)، مختصر البصائر، تصحیح: مشتاق مظفر، قم: مؤسسه النشر الإسلامی.
حویزى، عبد علی بن جمعه (1415 ق)، تفسیر نور الثقلین، تصحیح: هاشم رسولی، قم: اسماعیلیان.
خازن، علاءالدین علی بن محمد بن ابراهیم (1415)، تفسیر الخازن، تصحیح: محمدعلی شاهین، بیروت: دار الکتب العلمیة.
خدا مراد، سلیمیان (1388 ش)، فرهنگنامه مهدویت، تهران: بنیاد فرهنگی مهدی موعود (عج)، مرکز تخصصی مهدویت.
دهخدا، علیاکبر (1385)، فرهنگ متوسط دهخدا، تهران: دانشگاه تهران.
راغب اصفهانى. حسین بن محمد (1412 ق)، مفردات الفاظ القرآن، بیروت- دمشق: دار القلم- الدار الشامیة.
رضا، محمد رشید (1414 ق)، تفسیر القرآن الحکیم الشهیر بتفسیر المنار، بیروت: دار المعرفه.
سیوطى، عبدالرحمان بن ابىبکر (1404 ق)، الدر المنثور فى التفسیر بالماثور، قم: کتابخانه عمومى حضرت آیتاللهالعظمی مرعشى نجفى (ره).
شافعی، ابوعبدالله محمد بن ادریس (1428)، تفسیر شافعی، تحقیق: احمد بن مصطفى الفرَّان، المملکة العربیة السعودیة: دار التدمریة.
شاهعبدالعظیمى، حسین (1363)، تفسیر اثناعشری، تهران: میقات.
الشریف الرضی، محمد بن حسین (1391)، نهجالبلاغه، ترجمه محمد دشتی، قم: اشکذر.