پس از جریان «سقیفه»، بذر اختلاف در همه معارف اسلامیحتی توحید، نبوت، معاد، به ویژه امامت که ضامن بقای اسلام بود، پاشیده شد و نزاع در مورد امامت چنان بالا گرفت که میتوان گفت فریقین تاکنون در مورد هیچ موضوعی به اندازه امامت در رد یک دیگر مطلبی ننوشتهاند به گونهای که آیات ولایت همواره در همه دورهها پرچالش ترین موضوع میان فریقین بوده است؛ هم چنین آیه «وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ» است که قاطبه امامیه و عدّه بسیاری از عامه، بر فرویش آن در مورد امام علی (ع) در «لیلة المبیت» تاکید دارند. در مورد این آیه تاکنون کارهایی سامان یافته است، اما پژوهش حاضر با ارج گذاری بر همه آن ها شأن نزول آیه را تنها از نگاه روایات فریقین نقد و بررسی کرده و ضمن پاسخ به شبهات، به این نتیجه رسیده که روایات فرویش آیه در مورد امام علی (ع) در «لیلةالمبیت» تواتر معنوی داشته و بر فضیلت و جانشینی بالفصل ایشان دلالت قطعی دارد و دیگر جایی برای تردید و شبهه پراکنی وجود ندارد.
تازه های تحقیق
نتیجه
آیه 207 سوره بقره از نگاه روایات فریقین، در فقره «... مَن یَشری...» نقد و بررسی دقیق شد. نتایج بهدستآمده عبارتند از:
خوابیدن علی (ع) در بستر رسول خدا (ص)، به امر خدا و پیامبر، جزو مسلمات بوده و روایات درباره آن دستکم از تواتر معنوی برخوردار است و آثار فریقین بر آن گواهی میدهد.
حدیث قدسی، عقد برادری میان میکائیل و جبرئیل توسط خداوند در «لیلة المبیت» و فرستادن آنها برای حراست از علی (ع)، ازنظر کتب حدیثی، تاریخی و سِیَر، مشهور بلکه به حدّ تواتر معنوی است.
نزول آیه در مورد علی (ع)، در گزارشهای فریقین تواتر معنوی دارد و با هیچ خدشه و شبههای، آسیب نمیپذیرد و بیشتر پژوهش گران حدیثی امامیه و بسیاری از پژوهش گران عامه، آن را با اسناد بسیار محکمی در آثار خود گزارش کردهاند و نص آیه کریمه هم تنها با همین شأن نزول سازگاری کامل دارد.
روایاتی که برخی از مفسران عامه در مورد صهیب و دیگران در میان خود دستبهدست میکنند، سند صحیح ندارد و ازنظر متن، واقعاً پریشان و فاقد استانداردهای حدیث صحیح و قابل استناد است؛ علاوه بر اینکه با شواهد عینی تاریخی همخوانی نداشته، برخلاف قرآن است و در برابر روایات متواتر شأن نزول آیه در مورد علی (ع) در لیلة المبیت توان مقابله ندارد؛ چون ناقلان آنها هیچکدام در عصر نزول آیه نبودهاند، بلکه از تابعین یا حتی از مسلمان نمایان از اهل کتاب و یا از نسل دوم صحابه بودهاند مانند ابن عباس که در آغاز هجرت تنها سه سال داشته است. علاوه بر آن، کسانی که نزول آیه را در مورد دیگران روایت میکنند، افرادی منحرف از ولایت دودمان وحی بوده و هوای دولتهای منحرف از اهلبیت را داشتهاند.
مناشدات خود امیر مؤمنان در مواطن گوناگون و گرفتن اقرار از حاضران بر نزول آیه در مورد ایشان که در آثار فریقین است، همه تردیدها را برطرف میکند.
شبهههای امثال جاحظ و ابن تیمیه، ازنظر استدلال فاقد هرگونه ارزش بوده، حتی برخی از بزرگان عامه نقد جدی به آن وارد ساختهاند؛ علاوه بر اینکه هیچ دلیل قاطعی جز برای اثبات آن ندارند.
با دلایل متقن و قطعی در احادیث فریقین، نزول آیه در مورد فداکاری آن حضرت ثابت بوده و تواتر معنوی احادیث شأن نزول آیه، هیچ مجالی بر شبهه افکنی نمیدهد؛ بنابراین تطبیق آیه بر غیر علی (ع)، تفسیر به رأی و نوعی تحریف معنوی قرآن است؛ بهویژه اینکه جاعلان این احادیث نسبت به آیه، شناسایی و به امت اسلامی معرفی شدهاند و حوادثی که آیه را بر آن تطبیق داده و بهطور تقلیدی و بدون مطالعه حتی در تفاسیر معاصر «عامه اغلب» مشاهده میشود، شگفتآور است؛ زیرا بسیاری از آن حوادث، در سال ششم هجری اتفاق افتاده و آیه بهاتفاق فریقین درباره «لیلة المبیت» در آغاز هجرت نبوی نازل شده است.
Between Sunni and Shi’ite Narrations; A Critical-Comparative Study on (Q. 2:207)’s Occasion of the Revelation
نویسندگان [English]
Ezzatullah Mola’inia
Associate Professor, Department of Qur’anic and Hadith Studies, University of Qum | molaeiniya@gmail.com
چکیده [English]
As the worse of aftermaths of thaqīfa turmoil, the seeds of discord and disagreement were sown in all Islamic thoughts and teachings, even tawḥīd (monotheism), nubuwwa (prophecy), and maʿād (resurrection). There were serious differences, especially in the case of Imamate, which could guarantee the survival of Islam. It can be said that the controversy has escalated so much that both Sunni and Shi’ite scholars have never written about anything as much as the Imamate to reject each other. In such a way, the verses Wilaya (guardianship) have always been the most challenging issue between both Islamic schools throughout their history, which seems full of vicissitudes. (Q. 2:207) is one of the most famed Qur’anic verses that the Shi’ite exegetes, as well as some Sunni ones, emphasize that its occasion of the revelation concerns Imam ʿAlī b. Abī-Ṭālib (PBUH) and his self-devotion for Prophet Muhammad (PBUH) in layla al-mabīt) the night of asleep). Although some research has been organized about (Q. 2:207) so far, the present study, while respecting all, has studied and analyzed the occasion of the revelation of the mentioned verse only from the viewpoints of the narrations remained of the two major Islamic schools. While answering the doubts, the present study has concluded that the narrations of the revelation of the verse about ʿAlī (PBUH) in layla al-mabīt have a considerable frequency and have a definite indication of his absolute virtue and immediate succession. Hence, there is no place for doubt and suspicion concerning its historical implications.
حویزی، عبد علی بن جمعه (عروس حویزی)، تفسیر نور الثقلین، قم: مطبعه العلمیه،1383 ش.
یوسفی، محمدهادی، موسوعة التاریخ الاسلامی، قم: مجمع الفکر الاسلامی، 1417.
ج) منابع فارسی
ابوالفتوح رازی، حسین، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، مشهد: بنیاد پژوهشهای اسلامى آستان قدس رضوى، 1408.
بیهقی، ابوبکر احمد بن حسین بن علی،دلائل النبوه و معرفه احوال الشریعه، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران: وزارت فرهنگ و آموزش عالی (مرکز انتشارات علمی و فرهنگی)، 1361 ش.