استدلال پرسش باز مور در فلسفه اخلاق مور و چالش پارادوکس تحلیل در آن | ||
| پژوهشهای فلسفی -کلامی | ||
| مقاله 5، دوره 21، شماره 2 - شماره پیاپی 80، تیر 1398، صفحه 73-95 اصل مقاله (11.72 M) | ||
| نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22091/pfk.2019.3692.1976 | ||
| نویسندگان | ||
| حسین واله1؛ رضا نقوی* 2 | ||
| 1استادیارگروه فلسفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران | ||
| 2دانشجوی رشته ی ﻓﻠﺴــﻔﻪ دین، داﻧﺸـکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه علامه طباطبایی،تهران، تهران | ||
| چکیده | ||
| استدلال پرسشِ باز نقطۀ عطفی در اخلاق تحلیلی معاصر است که بسیاری از دیدگاهای جدید در واکنش به این استدلال مطرح شدند. در این مقاله به نقد و بررسی استدلال پرسشِ باز و مفروضات معناشناختی آن پرداخته و نشان دادهایم که این استدلال کاربستی از پارادوکس تحلیل و نظریۀ توصیفی معنا در مورد مفاهیم اخلاقی است. بنا بر پارادوکس تحلیل، مقوّمات اشیاء در مفهوم آنها دخیل بوده و بدین جهت تعاریف حقیقی که مشتمل بر مقوّمات اشیاء هستند، اینهمانگویانه و فاقد اطلاع تازهاند. در ادامه، برای حلّ پارادوکس تحلیل راه حلّ مستفاد از دیدگاههای معناشناختی فرگه، پوزیتیوسم منطقی، سهروردی۔لاک و کریپکی۔پاتنم را مطرح کرده و نشان دادیم که هیچیک از این دیدگاهها قابل إعمال بر مفاهیم اخلاقی نبوده و نمیتوانند پاسخ رضایت بخشی در قبال استدلال پرسشِ باز قلمداد شوند. در نهایت، توضیح دادیم که میتوان با الهام از نظریۀ کریپکی۔پاتنم و با توسل به شهودات زبانی، راه حلّ دیگری برای «پارادوکس تحلیل» پیشنهاد کرد. بنا بر این راه حلّ، ارجاع اولیۀ واژههای اخلاقی بر مصادیق خارجی بدون وساطت مفهوم و از طریق شهودات مشترک اهل زبان انجام میپذیرد و مفهوم دقیق این واژهها بهتدریج در فرآیند تحلیل و با لحاظ شهودات اولیّه ساخته و پرداخته میشود. | ||
تازه های تحقیق | ||
نتیجهگیری استدلال پرسشِ بازِ مور کاربستی از پارادوکس تحلیل در حوزۀ فرااخلاق است و برای پاسخ به آن باید پیشفرض معناشناختی پارادوکس تحلیل نقد و تحلیل شود. پارادوکس تحلیل مبتنی بر خوانش خاصی از نظریۀ توصیفی معناست که بر اساس آن مقوّمات یک شیْء (شروط لازم و کافی کاربرد صحیح واژه) در مفهوم آن شیْء دخیلاند و بدین جهت تمام تعاریف حقیقی که در صدد کشف شروط لازم و کافی اموراند، یا بیمایهگویی بوده و یا کاذبند؛ برای حلّ این پارادوکس نظریههای معناشناختی فرگه، سهروردی۔لاک و کریپکی۔پاتنم را مطرح کرده و نشان دادیم که هیچیک از این دیدگاهها قابل إعمال بر مفاهیم اخلاقی نبوده و نمیتوانند پاسخ رضایتبخشی برای استدلال پرسشِ باز قلمداد شوند. نظریۀ معناشناختی کریپکی ضمن انتقاد از دیدگاه فرگه و لاک، در صدد توجیه قضایای بیانگر اینهمانی نظیر«طلا= عنصری با عدداتمی 79» است. بر اساس نظر کریپکی، ارجاع اسماء عام به مصادیق خارجیشان _مانند ارجاع اسماء خاص _ نه به وساطت مفهوم، بلکه از طریق یک زنجیرۀ علّی۔تاریخی انجام میشود؛ بنا براین، چون این اسماء به نحوی فاقد مفهوم هستند، اخذ شروط لازم و کافی در مفهوم اسماء عام منتفی بوده و تحلیل فلسفی از این واژهها میتواند ترکیبی و مفید اطلاع تازه باشد. نظریۀ معناشناختی کریپکی با قید خاصی قابل تطبیق بر مفاهیم اخلاقی بوده و میتواند پاسخی به پارادوکس تحلیل و استدلال پرسشِ باز قلمداد شود. از این حیث که تحلیلهای فلسفی در صدد کشف ذات واقعی(مقوّمات) امور بوده و این ذات واقعی بدون دخالت در مفهوم اسماء عام در تعریف آنها اخذ میشود، نظریۀ کریپکی قابل تطبیق بر مفاهیم اخلاقی است، اما به نظر میرسد ارجاع از طریق زنجیرۀ علّی۔تاریخی، اگر هم در باب اسماء انواع طبیعی صادق باشد، در باب واژههای معرفتشناختی و اخلاقی صادق نبوده و در این حوزهها ارجاع بیواسطه از طریق شهودات اخلاقی یا معرفتشناختی مشترک آدمیان انجام میشود؛ بدین نحو که ما پیش از تحلیل فلسفی واژههایی مانند علم، صدق، خوب و بد پارهای از مصادیق بارز آنها را با یک درک شهودی و پیشامفهومی تشخیص میدهیم و با نظر به این مصادیق در صدد تعریف جامع و مانعی از این مفاهیم هستیم. بنا بر راه حلّ پیشنهادی، در تحلیلهای فلسفی، پیش از تحلیل، مفهوم حتی به نحو مبهم و در حالت کمون نیز وجود ندارد، بلکه به تدریج در فرآیندِ تحلیل ساخته و پرداخته میشود؛ به همین جهت، تحلیل فلسفی چیزی بیش از تجزیۀ مفاهیم است و میتواند مفید اطلاع تازه باشد.
| ||
| کلیدواژهها | ||
| : استدلال پرسش باز؛ پارادوکس تحلیل؛ خوب؛ شهود؛ مور؛ کریپکی | ||
| موضوعات | ||
| فلسفه اخلاق | ||
| عنوان مقاله [English] | ||
| the Open-Question Argument, the paradox of analysis, good, intuition, Kripke, Moore. | ||
| نویسندگان [English] | ||
| Hussein Waleh1؛ reza naghavi2 | ||
| 1Assistant professor, Department of philosophy, Faculty of Literature and Humanities, Shahid beheshti University, Tehran, Iran | ||
| 2PhD student of philosophy of religion, Faculty of Literature and Humanities, Allameh Tabataba'i University, Tehran, Iran (corresponding author) | ||
| چکیده [English] | ||
| The open-question argument is a connecting point in contemporary Analytical Ethics, in response to which many new views were addressed as positive or negative reactions to this argument. In this article, we strive to study and critique the open-question argument and its semantic suppositions and to show that this argument is an application of paradox of analysis and descriptive theory of meaning on ethical concepts. According to the paradox of analysis, the constituents of things contribute to their concepts and therefore, the real definitions which include the constitutents elements are tautological and lack new information. Going forward, we address the semantic views of Frege, logical positivism, Suhravardi-Locke and Kripke-Putnam in order to resolve the paradox of analysis and show that none of these views can be applied to ethical concepts and cannot be considered as a satisfactory answer to open-argument paradox. Finally, we have explained that another solution can be suggested for the paradox of analysis by taking inspiration from the Kripke-Putnam theory and linguistic inspiration. According to this solution, the primary reference of ethical terms to external instances happens without the mediation of concepts and through common intuitions of the linguistics and the precise concept of these terms is gradually addressed and formed in the process of analysis and by considering primary intuitions | ||
| کلیدواژهها [English] | ||
| open question argument, paradox of analysis, good, intuition, Moore, Kripke | ||
| مراجع | ||
|
فهرست منابع - ابن سینا، حسین ابن عبداللّه. (1375). الشفاء. (المنطق). (تحقیق: الدّکتور ابوالعلاء العفیفی). قاهره: نشر وزاره التربیه و التعلیم. - ابن سینا، حسین ابن عبداللّه. (1379). التعلیقات. (تصحیح: عبدالرحمن بدوی). قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم. - ابن سینا، حسین ابن عبداللّه. (1393). الاشارات و التنبیهات. (المنطق). (تحقیق: وسام خطاوی). قم: مطبوعات دینی. - ابن سینا، حسین ابن عبداللّه. (1989). المصطلح الفلسفی عندالعرب. (رسالة الحدود). قاهره: الهیئة المصریة العامة للکتاب. - ادواردز، پل و دیگران. (1392). دانشنامه فلسفه اخلاق. (ترجمه: إنشاء اللّه رحمتی). تهران: سوفیا. - استرول، اورام. (1392). فلسفۀ تحلیلی در قرن بیستم. (ترجمه: فریدون فاطمی). تهران: مرکز. - استیس والتر. (1390). دین و نگرش نوین. (ترجمه: احمد رضا جلیلی). تهران: حکمت. - افلاطون. (1380). دورۀ کامل آثار. (ج 3). (ترجمه: محمد حسن لطفی و رضاکاویانی). تهران: خوارزمی. - افلاطون. (1380). دورۀ کامل آثار. (ج 1). (ترجمه: محمد حسن لطفی و رضاکاویانی). تهران: خوارزمی. - بیگپور، رضا. (1390). حقیقت و معنا در فلسفۀ تحلیلی معاصر. تهران: حکمت. - پویمان، لوییز پی. (1387). معرفتشناسی. (ترجمه: رضا محمد زاده). تهران: دانشگاه امام صادق (ع). - سروش، عبدالکریم. (1388). قبض و بسط تئوریک شریعت. تهران: صراط. - سهروردی، شیخ شهاب الدین. (1380). مجموعه مصنفات شیخ اشراق. (مقدمه و تصحیح: هانری کربن). (ج 2). تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. - شمس، منصور. (1382). آشنایی با معرفتشناسی. قم: آیت عشق. - کانت، ایمانوئل. (1362)سنجش خِرد ناب. (ترجمه: میرشمس الدین ادیب سلطانی). تهران:چاپخانه سپهر. - کریپکی، سول. (1397)نامگذاری و ضرورت. (ترجمه: کاوه لاجوردی). تهران: هرمس. - لاک، جان. (1381). جستاری در فهم بشر. (تلخیص: پرینگل پتیسون). (ترجمه: رضازاده شفق). تهران: شفیعی. - مظفر، شیخ محمد رضا. (1388). المنطق. النجف الاشرف: مطبعة النعمان. - مور، جرج. ادوارد. (1388). مبانی اخلاق. (ترجمه: غلامحسین توکلی و علی عسگری یزدی). تهران: سمت. - هایدگر، مارتین. (1392). هستی و زمان. (ترجمه: عبدالکریم رشیدیان). تهران: نشر نی. - ویتگنشتاین، لودویگ. (1387). در باب یقین. (ترجمه: مالک حسینی). تهران: هرمس. | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 2,791 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 2,167 |
||
