نجات قاعده ملازمه | ||
| پژوهشهای فلسفی -کلامی | ||
| مقاله 6، دوره 21، شماره 2 - شماره پیاپی 80، تیر 1398، صفحه 97-115 اصل مقاله (11.72 M) | ||
| نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22091/pfk.2019.4031.2057 | ||
| نویسنده | ||
| سعید زیباکلام | ||
| گروه فلسفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| در این مقاله تلاش میکنم ربط و نسبتی که قاعدۀ ملازمه میان عقل و شرع برقرار میکند را تحلیل کنم. برای این هدف، سه سؤال محوری طرح و به ترتیب تحلیل میشود: نخست، آیا «هر آن چه عقل بدان حکم کند، شرع نیز بدان حکم میکند»؟ دوم، چنانچه در موضوعی حکم شرع و حکم عقل متغایر یا متعارض از آب در آیند، چه باید کرد؟ سوم، چگونه تشخیص یا تمییز بدهیم که احکام صادرشدۀ عقلِ مورد بحث، آلوده / نفسانی / شیطانی است؟ برخی از نتایج مقاله عبارتاند از: 1) از آنجا که عقلهای ما بدون استثناء همگی دسترسناپذیرند، ناگزیریم برای تمییز چگونگی عقلها، همواره به ارزیابی احکام صادرشدۀ عقلها بپردازیم؛ 2). اینکه برای عقل اوصافی پسندیده یا نکوهیده در نظر بگیریم و تصور کنیم با این کار تکلیف تمام احکام صادرشدۀ همۀ عقلهای عالَم را ـ برای همیشه ـ تعیین کردهایم، شیوۀ بیحاصلی است و به نتایجی هم منتهی نمیشود؛ 3) برای نجات قاعدۀ ملازمه از معضلهاش هیچ اقدام یکپارچه و خللناپذیری بدون نفی استقلال عقل نمیتوانیم، صورت بخشیم. | ||
تازه های تحقیق | ||
در ابتدای این مقاله گفته بودیم که «حکم شرع، یا در واقع، همان که حکم شرع پنداشته میشود …» و سپس وعده کردیم این نکتۀ راهبردی بنیانی را در انتها با طرح سؤالاتی تمهیدی مورد تامّل ابتدایی و اجمالی قرار خواهیم داد. آیا روشن نیست که هنگامی که از حکم شرع و حکم عقل سخن میگوییم، شرع و عقل نام موجوداتی ماورایی یا ملکوتی و عرشی و یا موجوداتی متصل به ملکوت و عرش و ماوراء نیستند؟ که ما هرگاه و هرجا سخن از احکام شرع میگوییم در واقع، مرادمان تلقّیها و قضاوتهای انسانهایی[1] است با تواناییهای معرفتی و معنویِ اکتسابی ویژهای و با امیدواری به رعایت قواعد یا اصول روششناختی ویژهای؟ که ما هر گاه و هر جا سخن از احکام عقل میگوییم در واقع، مرادمان تلقّیها و قضاوتهای انسانهایی است که ما قائلیم و یا مصادره و پیشفرض کردهایم که هم عقلِ سالم و صحیح و یا فطری دارند و هم آن را به درستی به کار بسته و میبندند؟ و به علاوه، آیا روشن نیست که هم آن تواناییهای معرفتی و معنوی، آن قواعد و اصول روششناختی و هم میزان یا چگونگی رعایت یا کاربرد آنها، یکبهیک مصداقاً و هم نیز بعضاً مفهوماً مناقشه و نقد شدهاند و همچنان مناقشهپذیر و نقدپذیر هستند؟ نیز، آیا روشن نیست که هم چیستی و توانمندی عقل، هم صحت و سلامت و فطریبودن عقل و هم به کارگیری درست آن، همگی مفهوماً و هم نیز مصداقاً محل مناقشه و معارضه و نقادی بودهاند و همچنان مناقشه و نقدپذیر خواهند بود؟ با این اوصاف، آیا روشن نیست که هرگاه از حکم شرع یا حکم عقل سخن میگوییم، مرادمان حکمها، تلقّیها، یا قضاوتهایی است که سراپا مستعد مناقشه و نقد هستند و در موارد عدیدهای هم به واقع مورد مناقشه و نقد قرار گرفتهاند؟ [1]. روشن است که مراد از این انسانها، انبیاء الهی و ائمۀ هدی و ایمان (سلام اللّه و صلواته علیهم اجمعین) نیستند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| قاعدۀ ملازمه؛ احکام عقلی / عقلانی؛ احکام شرع؛ عقلانیت؛ عقلآلوده / شیطانی | ||
| موضوعات | ||
| فلسفه دین | ||
| عنوان مقاله [English] | ||
| Saving the principle of Correlation between Reason and Religion | ||
| نویسندگان [English] | ||
| saeid zibakalam | ||
| Associate Professor, Department of Philosophy, Faculty of Literature and Humanities, Tehran University, Tehran, Iran | ||
| چکیده [English] | ||
| My goal in this paper is to analyze the relationship The Principle of Correlation maintains between reason and religion. I have not discussed any of the arguments put forward by various thinkers. Furthermore, I have refrained from any exegetical discussion of the Principle. I have raised and discussed three principal questions: first, is it the case that “whatever reason dictates religion does so too”? Second, what is to be done if dictates of reason and religion turn out to be different or incompatible? Third, how are we to ascertain that dictates of reason or inferences made by reason are Satanic/impure/vicious? Some of the Conclusions: 1. To find out whether any particular reason is or isn’t Satanic/impure/vicious we have no choice but to evaluate the dictates of reason which in turn leads us into a series of intractable problems. 2. Calling reason virtuous or vicious does not solve the problem of evaluating each and every dictate or inference of reason. This approach is utterly futile and is effectively useless. These difficulties finally lead to The Problem of the Principle of Correlation which cannot be solved unless we somehow give up the independent authority of reason. | ||
| کلیدواژهها [English] | ||
| The Principle of Correlation, reason’s dictates, religion’s dictates, Satanic/vicious reason | ||
| مراجع | ||
|
فهرست منابع * قرآن کریم - زیباکلام، سعید. (1395). عقل و استدلال و عقلانیت. تهران، نشر اسم. - زیباکلام، سعید. (1396). افسانههای آرامبخش. تهران، نشر اسم. - سروش، عبدالکریم. (1380). سکولاریسم. آفتاب، شماره یازدهم. References - Berlin, I. (1979). The Age of Enlightenment: The Eighteenth–Century Philosophers. Oxford, Oxford University Press. - Brown, H. (1990). Rationality. London: Routledge. - Davidson, D. (2004). Problems of Rationality (1 edition). Oxford : New York: Clarendon Press. - Foley, R. (1987). The Theory of Epistemic Rationality. Cambridge, Mass. Harvard University Press. - Geraets, G. F.(Ed.) (1979). Rationality To-Day. Ottawa: The University of Ottawa Press. - Habermas, J. (2002). Religion and Rationality: Essays on Reason, God and Modernity (1 edition). Cambridge, Mass: The MIT Press. - Hampson, N. (1968). The Enlightenment. Harmondsworth, Middlesex. Penguin Books. - Hollis, M. & Lukes, S. )Eds(. (1982). Rationality and Relativism. Oxford: Blackwell. - Kant, I. (1784 / 1963). What is Enlightenment? in ON History: Immanuel Kant, Ed. L. W. Beck. Indianapolis, Bobbs-Merrill Educational Publishing. - MacIntyre, A. (1988). Whose Justice? Which Rationality? Notre Dame, Notre Dame University Press. - McMullin, M. (Ed(. (1988). Construction and Constraint: The Shaping of the Scientific Rationality. Notre Dame, Notre Dame University Press. - Nozick, R. (1668). The Nature of Rationality. Princeton University Press. - Plantinga, A. & Wolterstorff, N. )Eds(. (1983). Faith and Rationality. NotreDame, Notre Dame University Press. - Rorty, R. (1996). The ambiguity of rationality. Constellations-Oxford. 3. 73-82.. - Rorty, R. (1998). Human Rights, Rationality, and Sentimentality. in R. Rorty (1998). Truth and Progress. Cambridge, Cambridge University Press. - Rorty, R. (1998). Rationality and Cultural Difference. Rorty, R. (1998). Truth and Progress. Cambridge, Cambridge University Press. - Wilson, B. (Ed.) (1991). Rationality. Oxford: Wiley-Blackwell. References in Arabic / Persian * Qoran - Soroush, A. K. (1380 AP). Secularism. Aftab. No. 15. - Zibakalam, S. (1395 AP). Aql va Estedlal va Aqlaniyat (the intellect and argument and rationality). Tehran: Esm Publications. - Zibakalam, S. (1396 AP). Afsaneha-i Aram Bakhsh (comforting fairy tales). Tehran: Esm Publications. A Revision of the Theory of Spiritualization of Man’s Body … | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,935 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,667 |
||
