نسبت انسان با خدا در فلسفه دکارت و نقد آن از دیدگاه محمدحسین طباطبایی | ||
| پژوهشهای فلسفی -کلامی | ||
| مقاله 6، دوره 12، شماره 4 - شماره پیاپی 48، شهریور 1390، صفحه 91-111 اصل مقاله (357.22 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22091/pfk.2011.126 | ||
| نویسندگان | ||
| علی اصغر مصلح* 1؛ سید رحمت الله موسوی مقدم* 2 | ||
| 1. استادیار و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی | ||
| 2دانشجوی دکترای تخصصی فلسفه تطبیقی دانشگاه آزاد، واحد علوم و تحقیقات تهران | ||
| چکیده | ||
| بر اساس مبانی فلسفی دکارت، انسان موجودی خودبنیاد است که حقیقت آن نفس یا، همان فکر و اندیشه است. خدا نیز در این تحلیل، همان فکر محض است که در فلسفه وی، شأن معرفتشناختی دارد و صرفاً ضامن خلق و بقای قوانین مکانیکی عالم است و به تعبیری، خود آن قوانین و خود طبیعت است. انسان در این نظام مکانیکی، ماشینی است که صرفاً روحی اضافه بر مصنوعات دارد و همعرض سایر اشیاء، فقط مصنوع و مخلوق خداست. خدا آن را خلق و رها کرده است (مثل قوانین ثابت عالم)، انسان هم یک قانون از این جهان طبیعی و فاقد غایت است. بر اساس دیدگاه طباطبایی، انسان دکارتی، انسانی منسوخ و دورافتاده از هویت خویش است. یکی از بحثهای مهم انسانشناسی در غرب، مخصوصاً در دوران جدید، بحث حقیقت انسان و ارتباط آن با خدا به عنوان مبدأ عالم و حقیقت مطلق است. پرسش اصلی این پژوهش، بررسی نسبت انسان با خدا در اندیشه و فلسفه دکارت و نقد دیدگاه وی با توجه به دیدگاه محمدحسین طباطبایی است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| دکارت؛ طباطبایی؛ انسان؛ خودبنیادی؛ خدا | ||
| عنوان مقاله [English] | ||
| The Relation of Man to God from Descartes’ Perspective and its Critique according to Tabatabaei’s Viewpoint | ||
| نویسندگان [English] | ||
| A.A. Mosleh1؛ S.R. Musavi Moghaddam2 | ||
| چکیده [English] | ||
| A.A. Mosleh & S.R. Musavi Moghaddam According to Descarte, man is an autonomous being whose essence is thought. God is also taken as “pure thought” which plays an epistemological role in his philosophy. God is merely a creature and a guarantee for the continuity of nature’s mechanical rules. In other words, He is the same as the nature and rules. Man, in this mechanical world, is merely a machine possessing, unlike other creatures, a soul but yet alongside other things is only a creature of God. God has created man and left him to himself. Like the stable rules of the world, man is simply a rule of this natural aimless world. On the basis of Tabatabaei's perspective, Cartesian man is an abrogated one which is alienated from his identity. One of the important issues concerning anthropology in the west, particularly in modern age, is the discussion about the essence of man and its relation to God as the origin of the world and the absolute reality. The main theme of this research is to examine the relation of man to God according to Descartes’ philosophy and then to criticize it in line with Tabatabai’s viewpoint. . | ||
| کلیدواژهها [English] | ||
| Descartes, Tabatabaei, man, Autonomous, God | ||
| مراجع | ||
22. –––––––، علیاصغر، 1388، تمهیدی برای فهم انسان در فلسفه معاصر: رهیافتهای فکری- فلسفی معاصر در غرب، ج1، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
هوسرل، ادموند، 1386، تأملات دکارتی، عبدالکریم رشیدیان، تهران، نشرنی، چاپ دوم.
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 3,571 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 5,669 |
||
