بررسی تطبیقی مواجهه مفسران با فرآیند هم معنایی ( با تکیه بر نقدهای علامه طباطبایی بر سایر مفسران) | ||
| پژوهش های تفسیر تطبیقی | ||
| مقاله 9، دوره 4، شماره 1 - شماره پیاپی 7، فروردین 1397، صفحه 203-221 اصل مقاله (1.26 M) | ||
| نوع مقاله: علمی و پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22091/ptt.2018.3563.1417 | ||
| نویسندگان | ||
| ابراهیم ابراهیمی* 1؛ فاطمه دست رنج2؛ علیرضا طبیبی2؛ ملیحه رمضانی3 | ||
| 1دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه اراک | ||
| 2استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه اراک | ||
| 3دانشجوی دکتری علوم قران و حدیث دانشگاه اراک | ||
| چکیده | ||
| هم معنایی یا ترادف از جمله روشهای مفسران در فهم و تفسیر واژگان قرآن و مجالی پر از اختلاف نظر و تکثر اصطلاحات است. این پژوهش در صدد بررسی روش کاربست هم معنایی یا ترادف در تفسیر المیزان و تحلیل تطبیقی نقدهای علامه طباطبایی بر روش برخی مفسران با هدف فهم دقیق و موشکافانه معنای واژگان است. نتایج حاصل، حاکی از آن است که وجه تشابه روشهای به کار رفته در ترادف، عدم تطابق کامل واژگان است. نقدهای علامه شامل بافت زبانی و غیر زبانی است. زیرا آنچه از نگاه مفسرانی چون راغب، زمخشری، فخررازی و مولف تفسیر المنار مغفول مانده است عدم توجه به عوامل درون متنی مثل مقابلها، همنشینها و مقام و نوع خطاب آیه در کنار عوامل برون متنی مثل روایت، باورهای کلامی، تاریخ مکانی و زمانی نزول آیه است. مجموع این عوامل مفسر را به معنایی مشخص از واژه و کشف فرایند هممعنایی و نیز سایر روابط معنایی رهنمون میشود که علامه طباطبایی آن را کالمترادف یا شبه ترادف مینامند. نمونههایی از نوآوری علامه در جامعنگری به قرائن در روش کاربست ترادف نسبت به سایر مفسران مورد انتقاد در تفسیر المیزان، در بخش تحلیل تطبیقی ذکر شده است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| هم معنایی؛ تحلیل تطبیقی؛ تفسیرالمیزان؛ علامه طباطبایی؛ نقد مفسران | ||
| عنوان مقاله [English] | ||
| Comparative Study of the Commentators' Approach to Synonymy Process (Relying on Allameh Tabatabaii's Critique on Other Commentators' Works) | ||
| نویسندگان [English] | ||
| Abrahim Abrahimi1؛ Fatemeh Dastranj2؛ alireza tabibi2؛ malihe ramezani3 | ||
| 1Associate Professor, Department of the Quran and Hadith Sciences, University of Arak, | ||
| 2Assistant Professor, Department of the Quran and Hadith Sciences, University of Arak, | ||
| 3Ph.D. Student in the Quran and Hadith Studies, University of Arak, | ||
| چکیده [English] | ||
| Synonymy is one of the controversial methods full of multiple expressions used by commentators in order to comprehend and interpret the Quranic terms. This study aims to investigate the application of synonymy method used in Tafsir al-Mizan through the comparative analysis on Allameh Tabatabaii's critique on some commentators' works with the purpose of precise and scrupulous understanding of the terms. The results of the research indicate that the methods applied in synonymy have one aspect in common showing synonyms don't correspond with each other completely. Critiques of Alaameh include verbal and nonverbal contexts because what is neglected by some commentators such as Ragheb, Al-Zamakhshari, Fakhr Al-Razi, and the author of Tafsir al-Manar is in fact negligence to in-text factors such as opposites, collocations, and addressing type of the verses, in addition to out-text factors such as narratives, verbal beliefs, place and time of the revelation of the verses. All of these factors lead the commentator to a definite perception of the terms and understanding the process of synonymy as well as other semantic relations named as semi-synonym (Kalmotaradef). In the section of comparative analysis, some innovative examples of Allameh showing his comprehensive look to the evidences in the application of synonymy compared to other commentators criticized in Tafsir al-Mizan are mentioned. | ||
| کلیدواژهها [English] | ||
| Synonymy, comparative analysis, Tafsir al-Mizan, critique of commentators | ||
| اصل مقاله | ||
|
نتیجه گیری فهم واژگان به صورت موضوعی که علامه از آن تحت عنوان عرف قرآن نام میبرد. و با روش سیاق به کشف ترادف اقدام کرده است. نقد روش برخی مفسران در ترادف به جهت متن محوری و یا عدم توجه به همه قرائن و شبکه معنایی واژگان در قرآن و انسجام بین آنها از جمله نقاط ضعف روشهای مفسران است که مورد نقد علامه طباطبایی در تفسیر المیزان قرار گرفته است. بافتزبانی در زبانشناسی معاصر تقریبا معادل سیاق است و بافت غیر زبانی یا موقعیت، عوامل برون متنی موثر در کشف معنای واژه است. علامه با نگاهی جامع به بررسی واژگان در اصطلاح و عرف قرآن به صورت موضوعی یا همان میدان معنایی مترادفات با استفاده از بافت زبانی و غیر زبانی متن پرداخته است. با توجه به روش ایشان در کاربست ترادف در المیزان مقصود از ترادف در این روش کالمترادف « شبه ترادف» است. ایشان ترادف به معنی جایگزینی و هم معنایی واژگان در تمام بافتها را رد میکنند، زیرا هر واژه را دارای عنایتی خاص که مناسب محل خود است،میدانند. علامه در ترادف از کتب لغت و تفاسیر لغوی بهره برده، اما با نگاهی نقادانه به آنها اعم از «مفردات» راغب اصفهانی، «مجمع البیان» طبرسی،«کشاف» زمخشری، «تفسیر کبیر» فخر رازی و «روح المعانی» آلوسی، معنایی نو و موشکافانه از واژه و نوع ارتباط آن با سایر واژگان ارائه دادند. ایشان با این روش و بیان فروق لغوی میزان همپوشانی واژهها و علت گزینش واژهها را در بافتهای مختلف به ظهور رساندند. | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,542 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 696 |
||
