بررسی دیدگاهها دربارۀ کیستی خلیفه و مستخلفعنه در عبارت «إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأرْضِ خَلِیفَةً» | ||
| پژوهش های تفسیر تطبیقی | ||
| مقاله 4، دوره 3، شماره 2 - شماره پیاپی 6، مهر 1396، صفحه 73-92 اصل مقاله (746.35 K) | ||
| نوع مقاله: علمی و پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22091/ptt.2018.2721.1281 | ||
| نویسندگان | ||
| عسگر دیرباز1؛ حسین مطلبی کربکندی* 2 | ||
| 1دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه قم | ||
| 2دانشجوی دکتری کلام اسلامی، دانشگاه قم | ||
| چکیده | ||
| عبارت «إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأرْضِ خَلِیفَةً» از آیۀ 30 سوره بقره از عبارات پرکاربرد و چالشی در تاریخ علوم اسلامی به شمار میرود. دیدگاههای مختلفی دربارۀ کیستی خلیفه و مستخلفعنه از سوی مفسرین، متکلمین، عرفا و فلاسفه طرح شده است. در این پژوهش تلاش میشود، ضمن تحلیل و بررسی این دیدگاهها، نظریه صحیح بازشناخته شود. به این منظور، پس از بررسی کلی چیستی خلیفه و مستخلفعنه، نخست احصاء جامعی از نظریات مختلف مطرحشده، صورت گرفته، سپس میان این دیدگاهها بر مبنای تحلیل متن آیۀ موردبحث و روایات مربوط داوری شده است. ابتدا مستخلفعنه بررسی شده و از تحلیل خود آیه و روایات مربوط چنین نتیجه گرفته شده است که مستخلفعنه در این آیه، خداوند متعال است. سپس، با توجه به نتیجۀ مذکور، احتمالات ممکن بررسی شده و نشان دادهشده است که تنها حالت مقبول این است که خلیفۀ خدا، مصادیق ویژه ای داشته باشد و منصوب خداوند متعال باشند. | ||
تازه های تحقیق | ||
نتایج در مورد کیستی خلیفه و مستخلفعنه در عبارت «إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأرْضِ خَلِیفَةً» دیدگاههای گوناگونی از سوی اندیشمندان مسلمان طرح شده است. حاصل بررسی این دیدگاه نشان داد، مستخلفعنه در آیه موردبحث، خداوند متعال است. روایات معصومین(ع) هم مؤید این معناست، جز دو روایت که محل بحث اند. نیز دانسته شد که مراد از خلیفه در این عبارت، صرفاً مصادیق منصوب از سوی خداوندمتعال است. منتها در هر زمان، بیش از یک نفر نمی تواند دارای مقام خلیفةاللهی باشد.
| ||
| کلیدواژهها | ||
| خلیفه؛ مستخلفعنه؛ خداوند؛ انسان؛ ملائکه. | ||
| عنوان مقاله [English] | ||
| An Investigation into the Views about the Identity of God's Viceroy and the Succeeded One in the Phrase "I am about to place a viceroy in the Earth" | ||
| نویسندگان [English] | ||
| askar dirbaz1؛ Hossein motallebi Korbekandi2 | ||
| 1Associate professor of department of Islamic philosophy and theosophy, University of Qom | ||
| 2Ph.D. student of Islamic theology, University of Qom | ||
| چکیده [English] | ||
| The phrase "I am about to place a viceroy in the earth" as a part of the verse 30 in Surah Baqarah (The Cow) is regarded one of the most used and challenging phrases in the history of Islamic sciences. Commentators, theologians, mystics and philosophers have expressed different views about the identity of viceroy and the succeeded one. The present paper seeks to review and analyze these views in order to identify the correct ones. To this end, it provides a general review on the identity of viceroy and the succeeded one, enumerates and describes different proposed views comprehensively, and judges them based on the analysis of the context of relevant verse and hadiths. It first reviews the concept of the succeeded one and concludes from the analysis of the relevant verse and hadiths that the succeeded one mentioned in the verse is the Most High God. Then it examines possible probabilities and proves that the only accepted probability is that God's viceroy should have special referents and appointed by God. | ||
| کلیدواژهها [English] | ||
| viceroy, the succeeded one, God, man, angels | ||
| مراجع | ||
30 یزدان پناه، یدالله؛ مبانی و اصول عرفان نظری؛ پنجم، قم: انتشارات موسسۀ آموزشی و پژوهشی امامخمینی(ره)، ۱۳۹۳. | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,880 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 904 |
||
